|
دكتر عبدالكريم
سروش با مروري اجمالي بر كارنامه روشنفكري ديني در
ايران اظهار داشت: از همان ابتداي انقلاب نداي فقه
پويا در ايران بلند شد، گرچه اين دعوت مبناي
تئوريك قوي نداشت اما فريادي از سر درد بود تا از
«اجتهاد در فروع» بگذريم و به «اجتهاد در اصول»
بپردازيم.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"،
دكتر عبدالكريم سروش بعد از مراسم دعاي كميل در
خانه عبدالله نوري, در سخناني با برشمردن نتايج
روشنفكري ديني و نقد و بررسي آن، تصريح كرد:
روشنفكري ديني را نميتوان با هيچ حيلهاي از
ميان برداشت. اگر برخي آن را دروغ و متناقض
ميدانند، توجه كنند كه اين دروغ امروز راست است
و تناقضهايش برطرف شده است.
سروش، مخالفان روشنفكري ديني را دو طايفه عنوان
كرد و گفت: يكي «روحانيون سنتي» كه هر نوع
روشنفكري را بدعت در دين ميدانند و رقيب روحانيت
و ديگري «روشنفكران غيرديني» هستند كه با دين سر
سازگاري ندارند و با استدلالهاي مجعول سعي دارند
اذهان را مشوش سازند اما پيروان نهضت روشنفكري
ديني نبايد اين اظهارات را جدي بگيرند و به حيله
راهزنان گوش بسپارند و در مقابل طعن طاعنان كمر
خم كنند.
اين روشنفكر ديني، خطاب به برخي از احزاب ناموفق
در انتخابات كه سران و بزرگان آنها بعضا در مجلس
حاضر بودند، اظهار داشت: اخيرا شنيدهام برخي از
دوستان چون در انتخابات پيروز نبودند، به اين
نتيجه رسيدهاند كه بايد به سنتهاي مردم
بازگرديم چراكه به دليل بيتوجهي به آن سنتها
ناموفق بوديم. از اين رو عنوان ميكنند ما بايد
به اشكال سنتي رايج همچون برگزاري هياتها و
اجراي همان آيينها و رسم و رسومات گذشته
بازگرديم. اين باور سم قاتلي براي روشنفكري ديني و
گم كردن راه است، البته معناي اين سخن پشت كردن به
سنن مردم و ديانت آنان نيست اما اگر طايفهاي
هدايت فكري مردم را بر عهده ميگيرد، بايد عمل و
نظرش يكسان باشد، اگرچه در جامعه بحرانزده ما
تناقض بين عمل و نظر بسيار است اما اين گناه اصلا
از جانب كساني كه رهبري فكري جريان روشنفكري ديني
را بر عهده دارند، قابل بخشش نيست.
سروش تصريح كرد: در جامعه ما مدرنيته از در و
ديوار ميبارد اما هنوز در معابر به سنتيترين
شكل از صبر و قضا و قدر ميگويند. در مقابل
دوستان توجه داشته باشند نميتوان از كسي كه نگاه
سنتي ندارند، توقع داشت آداب سنتي را به جا آورند.
روشنفكري ديني بايد درك تازه خود را از تاريخ دين،
امامت و نبوت بيان كند. مادامي كه دين
اسطورهزدايي نشده است، مشكل پابرجاست لذا بايد
خطبهها، سخنرانيها و مجالس ما حال و هواي
ديگري داشته باشد.
سروش تاكيد كرد كه «بصيرت در نظر»، «شجاعت در عمل»
ميآورد.
وي در توصيف روشنفكران ديني، گفت: روشنفكران ديني
واقعا متدين هستند، يعني دين براي آنها صرفا موضوع
تحقيق نيست بلكه موضوع ايمان است. به عنوان مثال
آقاي محمد آركون تنها به لحاظ هويتي به مكتب اسلام
نزديك است كه ميتواند به دين بنگرد و تدريس كند
اما هيچ نمونه و عنصري از دين در او باقي نمانده
است. او فارغ از تعلق ايماني است و تنها به دين
تعلق علمي دارد.
سروش در توضيح دين حداقلي، خاطرنشان كرد: يكي ديگر
از درسهايي كه روشنفكران ديني به ما آموختند،
اين است كه ديگر نبايد براي استخراج مدرنيته سراغ
متون ديني برويم. اين نكته يكي از چالههايي بود
كه كثيري از روشنفكران در آن فرو رفتند اما به
وسيله خرد و انصاف روشنفكران ديني از اين دام هم
بيرون جهيدند تا ديگر آن همه وقت و انرژي كه مصروف
استخراج علم و فلسفه و سياست مدرن از متون ديني
شده بود، منتفي شود. فهم همين مهم توسط روشنفكران
ديني، عيدي بزرگ براي آنان محسوب ميشود. در
تاريخ اروپا هم ميگويند وقتي متفكرين مغرب زمين
به اين نتيجه رسيدند كه فلسفه از دين بيرون
نميآيد، قرون وسطي به پايان رسيد. در تاريخ
روشنفكري ديني بايد قرون وسطاي اين جريان هم به
پايان رسيده است.
اين روشنفكري ديني اضافه كرد: ما از ساير
روشنفكران ديني آموختيم كه نبايد بار زياد بر دوش
دين بگذاريم. تشخيص اين نكته توسط محمد عبده صورت
گرفت كه بالاخره دين براي كشيدن يك بار مشخص آمده
است. بايد آن را در جاي خود نشاند. به قول كانت در
قرون وسطي وقتي توقعات از خدا بالا رفت، خدا هم
سقوط كرد و به زمين كشيده شد. دين را بايد از
سرگرداني نجات داد تا بر روي وظايف اصلياش
متمركز شود.
سروش، خرافهزدايي را از ديگر دستاوردهاي
روشنفكري ديني دانست و تاكيد كرد: همانطور كه آقاي
كديور در خطبههاي نماز عيد فطر گفتند، امسال سال
خرافهپروري بود. روشنفكري ديني در اين مقطع
وظيفه دارد به جد به رفع اين زوايد و خرافات
بپردازد چراكه در حال حاضر و در دولت فعلي يكي از
چشمگيرترين حركات خرافهپروري شكل گرفته است.
وي تصريح كرد: البته هيچيك از ما فارغ از خرافات
ديني نيستيم. بايد باور كنيم آن دين سهله و
سمحهاي كه بر محمد(ص) نازل شد، هيچكدام از اين
اضافات را نداشت و نه تنها مانع و سد مسلمانان
نبود بلكه باعث چالاكي و چابكي آنان نيز بود و ما
امروز بايد خود را از اين قيود و بندها رها سازيم
تا بتوانيم به همان چالاكي و چابكي مسلمانان صدر
اسلام، در راه دين حركت كنيم.
اين روشنفكر ديني، حريت جريان روشنفكري ديني را در
نحوه ارتزاق آنان دانست و تاكيد كرد: بدون استثنا
سقف معيشت روشنفكران ديني بر ستون شريعت تكيه
ندارند اما روحانيون چه بپسندند و چه نپسندند،
عنصري روحاني تلقي ميشوند كه از راه دين ارتزاق
ميكنند البته من براي اين سخن هزينههاي زيادي
دادهام اما اين يك واقعيت است زيرا روحانيت به
تقوا و علم تعريف نميشود، چرا كه در بين
روحانيون، هم افراد كمتقوا وجود دارند و هم
افراد كمعلم.
وي افزود: گذشتگان جريان روشنفكري ديني در اين
زمينه سابقه خوبي دارند. از اين ميان ميتوان از
بازرگان و شريعتي ياد كرد. در آينده نيز اميدوارم
روشنكفران ديني در تنگناي معيشت قرار نگيرند و
آزادي خود را درنبازند كه گوهر جريان روشنفكري
ديني همين عنصر تلقي ميشود.
سروش يكي ديگر از آموزههاي روشنفكران ديني را
تاكيد بر اجتهاد در اصول دانست و گفت: از اجتهاد
در فروع بايد گذشت تا به اجتهاد در اصول برسيم.
اين سخن به معناي رها كردن اجتهاد در فروع نيست.
اجتهاد در فروع بدون اجتهاد در اصول بار ما را بار
نميكند. از همان ابتداي انقلاب نداي فقه پويا
بلند شد. گرچه اين دعوت مبناي تئوريك قوي نداشت
اما فريادي از سر درد بود تا از اجتهاد در فروع
بگذريم و به اجتهاد در اصول بپردازيم. معناي ديگر
اين حرف سيال كردن معناي دين است. اگر ما
پنجرههاي دين را باز بگذاريم، به همان دوران صدر
اسلام بازميگرديم كه همه چيز سيال بود و هيچ
عنصري منجمد نشده بود.
اين روشنفكر ديني يادآور شد: خردورزي يكي از عناصر
مهم روشنفكري ديني است البته معناي خرد مشخص نيست
و تنها يك موجود مبهم و سايهنشين است. ما بايد
از دستاوردها و ميوههاي آن استفاده كنيم؛ از
فلسفه، علم و كلام مدرن. خرد در مجموع التزام به
استدلال و دستاوردهاي مدرن آن است.
سروش در ادامه بر جنبه ايجابي روشنفكري ديني تاكيد
كرد و اظهار داشت: روشنفكري اعم از ديني يا
غيرديني آن يك حركت نقدي است اما جنبه ايجابي آن
نيز بايد مورد توجه باشد. روشنفكري ديني علاوه بر
آنكه آفات را ميبيند و سلبي عمل ميكند، بايد
وجوه اثباتي آن را هم درك كند. حتي ميتوان گفت
وجوه ايجابي اين امر سختتر از وجوه سلبي آن است
و شايد يكي از دلايل اينكه اين وجه كمتر مورد توجه
قرار گرفته، فضاي بسته جامعه است زيرا طرح هر نكته
جديدي راجع به امامت و نبوت مستحق هرگونه عذابي
هست.
وي خاطرنشان كرد: نقد، عنصر مهم روشنفكري است. اگر
در گذشته از حافظ به عنوان روشنفكر ياد كردم، به
همين دليل بود زيرا در كار كمتر اديب و شاعري اين
چنين عنصر نقد مشهود است. حافظ نقاد جامعه
تصوفزده زمان خود بود و اين كار را با تمام قدرت
فكري و زباني خود انجام ميداد. اين كار بزرگي
بود كه بزرگي چون مولوي هم از اين حيث به حافظ
نميرسيد. آنچه حافظ را به زمانه ما نزديك كرد،
عنصر نقد در شعر اوست. اگر عنصر نقد را برداريم،
روشنفكر نيز مانند ساير دانشمندان ميشود كه تنها
كاشف حقيقت هستند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، سروش در ادامه به بررسي
و نقد جريان روشنفكري ديني پرداخت و اظهار داشت:
مجموع دستاوردهاي روشنفكري ديني كمتر از نهضت
اعتزالي در اسلام نيست، روشنفكري ديني در حد چنين
جرياني است.
وي افزود: روشنفكر ديني به واسطه نقدي كه از
روحانيت و حكومت دارد، ناچار به سياست كشيده
ميشود اما بايد توجه داشت حل تمامي مشكلات در
بررسي مسائل سياسي نيست. اگر سياست مطرح باشد،
تنها يك سهم است. تمام كاركرد روشنفكري ديني سياست
نيست. اين نيز يك خيال باطل است كه اگر قدرت سياسي
در دست روشنفكران ديني باشد تمام مشكلات حل
ميشود. حداقل تجربه انقلاب اسلامي نشان داد كه
قدرت اگر دست روحانيون باشد، ايران بهشت نميشود.
مسائل ما خيلي ريشهدارتر است.
سروش نقدهايي را بر جريان روشنفكري ديني وارد
دانست و افزود: روشنفكري ديني هنوز به يك سنت
تبديل نشده است. اين نهضت بايد شاعران، نويسندگان,
هنرمندان و فيلمسازان خود را داشته باشد. اين
جريان حق دارد كه شعر به پاي او ريخته شود و اذهان
را بگيرد.
وي گفت: شاعري در رد قبض و بسط مواجب ميگيرد و
شعر ميسرايد اما در مقابل، جريان روشنفكري ديني
ما شاعري مطرح ندارد كه بتواند زبان شعري اين
جريان باشد.
اين روشنفكر ديني خاطرنشان كرد: تا به حال
جنبههاي سلبي جريان روشنفكري ديني غالب بوده
است. اكنون كه فضا كمي بازتر شده است، بايد به
وجوه ايجابي اين جريان توجه بيشتري داشت. ما تا كي
ميخواهيم بگوييم به ولايت فقيه نقد داريم؟ تا كي
بگوييم به غرب نقد داريم؟ نهايت اين حرف ميشود
غربزدگي كه يك فحش سياسي است.
سروش، جدايي تعلق روشنفكري ديني را از روحانيت
سنتي مهم ارزيابي كرد و اظهار داشت: انبان سنت در
وجوه اثباتي ته كشيده است. روشنفكر ديني ما بايد
راههاي تازهاي بگشايد.
وي روشن شدن تكليف روشنفكران ديني را ضروري دانست
و تاكيد كرد: تا كي روشنفكران ديني ميخواهند از
سكولاريسم فاصله بگيرند و از كنار آن بگذرند؟ كي
ميخواهند تكليف ليبراليسم را براي خود روشن
كنند؟ اگر واقعا نميدانند و ذهنشان روشن نيست،
بيشتر مطالعه كنند. هنوز برخي روشنفكران ديني ما
ميترسند كه به آنها بگويند ليبرال يا سكولار.
اين تعابير فقط براي عقب نشاندن من و شماست، هيچ
ماهيتي در آن نيست.
سروش گفت: بگذاريد چند ياوهگو به شما بگويند
ليبرال يا سكولار. شما كار خود را بكنيد. من بسيار
خوشحال شدم كه عدهاي از كارگزاران گفته بودند ما
ليبرال هستم، بالاخره شترسواري دولا دولا
نميشود.
وي به روشنفكران ديني توصيه كرد: روشنفكران ديني
بايد آْثار همديگر را بيشتر مطالعه كنند و مطالب
آنان نقل مجالسشان باشد. برخي از بزرگان را
ديدهام كه نسبتهاي ناروا به هم ميزنند كه
مشخص است فقط تيترها را خواندهاند.
اين روشنفكر ديني اضافه كرد: آشنايي روشنفكران
ديني با جهان اسلام بسيار مهم است. متاسفانه
روشنفكران ما با زبانهاي تركي، اندونزي و ساير
زبانهاي جهان اسلام آشنا نيستند و البته عكس اين
مطلب صادق نيست و آنها بسيار بر روي آثار ما
مطالعه دارند. بخش اعظم كتابهاي نصر و شايگان و
بنده به تركي ترجمه شده است. متاسفانه در اين
زمينه ما دچار توهم استغنا شدهايم كه نميدانم
از كجا آمده است.
سروش، نقد گذشتگان جريان روشنفكري ديني را مهم
دانست و اظهار داشت: وقتي شريعتي يا ساير بزرگان
روشنفكري ديني نقد ميشوند،بعضا
تنگحوصلگيهايي از جانب دوستان ديده ميشود.
بتشكني از وظايف روشنفكري ديني است. من
نديدهام يك نفر انديشههاي طالقاني را نقد كند.
اين احترام به طالقاني نيست، عين بياحترامي است.
جراتها ستانده شده است و كسي به نقد بزرگان
نميپردازد. چه كسي تا به حال به نقد علامه
طباطبايي، بزرگترين فيلسوف دوران اخير پرداخته
است؟ چند نفر تا به حال به تفسير الميزان نقد
داشتند؟ اين مشكلي است كه بايد با سعه صدر مرتفع
شود.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در ادامه اين مراسم
سروش به پرسشهاي حاضران پاسخ داد و در پايان بنا
به درخواست يكي از حاضران، ابياتي از ديوان شمس
خواند كه در آن چاره علاج خوي بد را نه در پيچيدن
در خود كه در همنشيني با بزرگان دانسته بود.
در اين جلسه، ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي
ايران؛ موسوي لاري، عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون
مبارز؛ جواد اطاعت، دبير سياسي حزب اعتماد ملي؛
سعيد حجاريان، هادي خانيكي، حميدرضا جلاييپور،
سعيد شريعتي و كريم ارغندهپور، از اعضاي شوراي
مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي؛ حسن يوسفي
اشكوري، محسن كديور، محمد بستهنگار، اعظم
طالقاني، احمد بورقاني، جواد مظفر و جمعي از اعضاي
دفتر تحكيم و ادوار تحكيم وحدت حضور داشتند.
|